او دو سال پس از فارغالتحصیلی در رشته ی کارگردانی و در گرايش تازه تاسیس تئاتر تجربی، از دانشگاه نیویورک، تدریس و کارگردانی را آغاز کرد. در سال 1984 با اجراي نمایش «اقیانوس آرام جنوبی» برندۀ جایزۀ «بسی» شد. همچنین در سال 1988 با اجراي «نه نمایشی، نه شعری بلکه...» جایزۀ «اوبی» را برای بهترین کارگردانی به دست آورد و چهار سال بعد هم اجرای «والس بالتیمور» دومین جایزۀ اوبی را برایش به ارمغان آورد.
سال 1992 «ان بوگارت» به همراه کارگردان مشهور ژاپنی «تاداشی سوزوکی» برای آموزش هنرمندان جوان، آفرینش پرفورمنس و همکاری های بینالمللی، موسسۀ بینالمللی تئاتر «ساراتوگا» را تاسیس کرد. این موسسه، بستر مناسبی را برای ادامۀ فعالیت های اجرایی و بسط نظریات وی پیرامون کارگردانی فراهم آورد.
بوگارت به عنوان یکی از کارگردانهاي تاثیرگذار نیویورک در سال 2002 مورد تقدیر قرار گرفت. وي پیکرۀ اصلی آثار خود را بر اساس شش ويژگي عمده طبقهبندی كردهاست:
1.اکتشاف آثار کلاسیک؛ در بیشتر موارد استفاده از شاهکارهای نمایشنامه نویسان امریکایی قرن بیستم
2.استفاده از مکان های منحصر به فرد؛ فضاهای اجاره ای اطراف نیویورک؛ كه بهويژه در تجربه های اولیهاش نقش عمدهاي داشته است.
3.استفاده از حرکات موزون/ تئاتر؛ آثاری که بیشاز اتكا به متن بر پایه ی حرکت شکل می گیرند
4. همكاري با نمایشنامه نویسان معاصر؛ از جمله، مکولمن، ادواردو ماچادو، چارلز می، نائومی لیزوکا و پائولا ووگل
5.بهرهگيري از تئاتر- موسیقی 6. بهرهگيري از اپرای معاصر
این تقسیمبندی نمایانگر گسترۀ وسیع، و در مواردی نامتجانس، از علایق بوگارت در کارگردانی است. علایقی که به واسطۀ کنجکاوی سیریناپذیر او، اعتقادش به کار گروهی و پیگیری یک گروه دائمی برای تولید آثار نو را در یک جا گرد هم آوردهاست.
بیشتر آثار تولید شده توسط اين موسسه در فرآیندی تحقیقی پیرامون سه جنبۀ مشخص شکل می گیرند:
نخست، پرسشی اجتماعی یا سیاسی كه برخاسته از تجربه های شخصیاش است؛ دوم، یک الگو كه معمولا برگرفته از یک چهرۀ فرهنگی- هنری برجسته است؛ و سوم، یک ساختار برای شکلدادن به نمایش است که معمولا از آثار دیگران اقتباس می شود. هر اثر بوگارت از سه متن نیمهمستقل تشکیل شدهاست: يكي شامل متن زبانی كه آميختهاي از نقل قول هایی است که در مرحله ی اول تحقیق جمع آوری شده اند؛ ديگري نيز آميزهاي از متن نمایشی، رفتار، حرکات و کنش هایی است که با دقت در تمرین ها توسط بازیگران طراحی شده اند؛ و در آخر هم متن طراحی، که شامل طرح سادۀ صحنه، لباس، نور و جلوههاي صوتی است. ان بوگارت در طراحی میزانسن، از انتقال کامل آن منطقی که این سه متن را به یکدیگر مرتبط می سازد- به منظور فعال-سازی نقش مخاطب و بالابردن میزان مشارکت وی در شکل گیری نهایی اثر- اجتناب می کند؛ لذا گاهي بخش و یا در مواردی، تمامی این منطق از مخاطب دریغ می شود و بدین طریق فرصتی برای ساخت معنا، مشارکت و واکنش به مخاطب داده می شود. از این روی می توان آثار بوگارت را پست مدرن نامید.
بوگارت در اوایل دهۀ هشتاد میلادی در دانشگاه نیویورک با «مری اورلی» ایفاگر حرکات موزون ملاقات کرد که این ملاقات منجر به همکاری آندو و همچنین تاثیر پذیری بوگارت از نظریه ی «شش ديدگاه» اورلی پیرامون کوریوگرافی شد. در سال های بعد بوگارت از نظریۀ اورلی در مورد شش عنصر اساسی حرکات موزون، برای آموزش تئاتر و کارگردانی تحت عنوان «ديدگاهها» الگوبرداری کرد. به عنوان نشانه های سادۀ حرکتی در زمان و فضا، استفاده از ديدگاهها، رابطۀ فضایی، فرم محوطۀ اجرا، معماری، تکرار، رفتار، ضرباهنگ، بازۀ زمانی و واکنش حرکتی امکان آن را فراهم می کند که بازیگران حضور خود را با صراحت و شفافیت تبیین کنند و به یک واژه نامۀ مشترک دست بيابند و از این طریق هر چه سریعتر فرم را شکل دهند و ضرباهنگ پرفورمنس را دستخوش تغییر کنند. در واقع ديدگاهها یا همانطور که وی بعدها از آن به عنوان «ترکیب بندی» ياد ميكند شیوه ای است برای خلق قطعات کوتاه، سریع و تاثیرگذار که به عنوان مواد خام یک قطعۀ بزرگتر و در حال گسترش، مورد استفاده قرا می گیرند.
علاقۀ همیشگی و البته مهمترین دستآورد بوگارت آن است که ظرفیت بازیگران و مخاطبان را برای توجه کردن بدون ارادۀ قبلی افزایش دهد وآن ها را به سوی دیدن، گوش دادن، حس کردن و واکنش نشاندادن به آنچه که در محیط پیرامونشان در حال رخ دادن است، سوق دهد. از این منظر می توان بوگارت را مدافع تئاتر آگاهی نامید.
منبع:بولتن شماره 1 جشنواره