خانه

معرفی ما

اخبار

اطلاعیه

گفتگو

گزارش

یادداشت

مقاله

بین الملل

شهرستان

گالری عکس

پیوندها

ارتباط با ما

RSS Version  English Version

 
 

یادداشت

كارگردان صحيح مي‌باشد يا كرگدن؟
كارگردان صحيح مي‌باشد يا كرگدن؟
شنبه 14 اسفند 1389 - 16:44
بهروز غريب‌پور: غرض جز اين نيست كه به سياق اهل تحقيق. در صحن و سقم اين عنوان مطالبي عرض نموده در تنوير افكار علايق، به قدر خدمتي نموده باشيم: در آن زمان كه تياتر يا فن شريف دراما يا كريتيك به ايران وارد نشده بود، طايفه نمايشگران آقا بالا سرنداشتند در حاليكه تعزيه خوانان به رسم كدخدامنشي، ريش سفيدي از ميان خود مامور رتق و فتق امور مي‌كردند و برخلاف آنچه گفته و مي‌گويند عنواني نداشت.

تنها در زمان ناصرالدين شاه بود كه اين ريش سفيد لقب «معين البكاء» گرفت. منظور اعليحضرت فقط مفتخر كردن رئيس دسته تعزيه خوانان تكيه دولت بود و بس نه كس ديگر. الغرض، تياتر فرنگي كه وارد شد چنان اوضاع مملكت شير در شير بود كه مثل اداره كردن يك تروپ هنري نام و عنوان لازم نداشت اما گاماس گاماس، از آنجا كه كشمش هم دم دارد، مقرر شد كه فعلا، تا اطلاع ثانوي از اسم و رسم و عنوان فرنگي‌ها اختيار كرده، سه دسته تروپ هنري كذا كذا را رژيسور يا متورانسن بنابند. الحق هم در اين رابطه ظرف و مظروف بقاعده بود. رژيسور پاپيون مي‌زد. در جيب روئي كتش پوشِت مي‌گذاشت. گالش به پا مي‌كرد و موهايش را روغن مي‌زد و در ميان اندك آكتورها از عزت و احترام برخوردار بود اما تروپ‌ها كه از جاي جاي مملكت سربر آوردند و هر انجمن و حزب و دسته‌اي تروپ هنري خودش را صاحب شد «رژيسوري» از آساني در آمد و به فعلي سخت مبدل شده. ديگر فكل و كراوات و پاپيون كفايت نمي‌كرد و اين بنده خدا را اسباب و آلات و اطوار و حالات و كردار و سكنات ديگر لازم مي‌نمود و چه بسا رژيسور بيچاره با موي ژوليده بدون پاپيون و پوشِت مي‌بايستي به سياق باستركيتون همواره در حال دويدن و پريدن و سقوط و خلاصه اين در و آن در زدن باشد تا مايه‌اي دست پا كند. سقف و صحنه‌اي جفت و جور كند، آكتورها و آكتريس را اداره كند و نمايشي را به صحنه برد. در اين زمان بود كه بر طايفه نمايشگران معلوم شد كه اين شخص بناچار بايد پوست كلفت، جنگنده، پرهيبت، سخت جان و خلاصه، هرچند كه آنزمان اجناس «نشكن» ببازار نيامده بود در اين طايفه اتفاق نظر بود كه رژيسوري شايسته و بايسته كسي است كه نشكن باشد. پت و مت و سخت جان و بقول عوام عين گربه باشد كه هر جا افتاد چهار دست و پا بيافتد و چنين موجودي فقط در آفريقا و هندوستان وجود داشت كه همانا كرگدن باشد. طايفه تياتر در اين باره نيز اتفاق نظر پيدا كرد. البته عجيب است اما چنين شد، اهل تياتر گفتند ما كه اصل را از ديگران، از فرنگي‌ها وام گرفته ايم بگذار اسمش را هم از افريق –آفريقا- و هند استقراض كنيم تا بعدا و سر فرصت تصميم ديگري اتخاذ نماييم و هر چند كه در تاريخ نيامده است و به عامدا هم نيامده است اما همه اتفاق نظر پيدا كردند كه به اين اداره كننده لقب كرگدن بدهند.
در كتاب‌ها آمده بود كه پوست كرگدن جنسي اعلا براي ساختن سپر است و بر طايفه نمايشگران معلوم شد كه اين شخص چون سپر بلا هم هست پس كرگدن ناميدن او از هر جانب و از هر موضع بغايت صحيح مي‌باشد. البته در زمان نامگذاري، هنوز رضاخاني پا به عرصه وجود: نهاده و اداره نظميه اجازه نامچه صادر نمي‌كرد و مُهري بنام «مهر سانسور» ابداع نشده بود. ولادت اين مُهر سبب شد كه «كرگدني» يا آنطور كه امروز مي‌گويند كارگرداني چنان دشوار شود كه طايفه تئاتر به دو دسته تقسيم شوند: عده بيشتر آكتورها شدند و عده‌اي قليل كرگدن ماندند. درست در همين زمان اصحاب فرهنگستان كه كاري بجز خواب نما شدن و پيدا كردن معادل فارسي ناب: مارچوبه و فلفل هندي و رژيسور و آكتور و آكتريس و كمپرسور و تروپ و شوفر و ايروپلان و... نداشتند كرگدن را با تغييرات جزئي به كارگردان مبدل كردند و آن عده قليل فريادشان به جايي نرسيد: نوشين كرگدن زير دست و پاي شعبه ايراني حزب كمونيست له و لورده شد، ميرسيف الدين كرمانشاهي و حسين نوروز خودشان را كشتند. خلاصه آنكه فعل كرگدني چنان دشوار شد كه طالب و دوستدار نداشت يا اندك داشت.
اما از آنجا كه بشر جايز الخطاست هنوز بودند، هستند كساني كه از فعل كرگدني لذت مي‌برند. يكي از آن تبار شاهين خان سركيسيان بود كه براي جور كردن «مايه» فرش و كمد و ميز و تختخواب و رختخوابش را يا به گرو مي‌گذاشت يا مي‌فروخت و دست آخر خودش كرگدني كرد، خودش را له و لورده كرد و آخرين پرده نمايش را با مرگ زود هنگام بپايان برد... غرض آنكه امروز جايز است حتي اندكي ترديد بخود راه نداده و بپذيريم كه طايفه نمايشگران، اين حرفه شريف را كرگدني ناميده بوده اند نه كارگرداني. به نسل جوان آشكار كنيم كه امروز براي انجام اين فعل سخت نه فكل و كروات و موي برق انداخته و روغن زده بكار مي‌آيد نه جست و خيز و دويدن و پريدن. امروز اين فعل چيزي جز سپر سخت شدن هنگام زنده ماندن است و بس: سپر همه بالاها از درون و برون صحنه و سالن و كوچه و خيابان و... خلاصه كرگدن بودن تمام عيار. از ما گفتن...
بهروز غريب پور

نسخه قابل چاپ


  مطلب قبلی
نظرات و انتقادات
*نام کاربر *نظرات و انتقادات شما پیرامون این مطلب
*آدرس ایمیل
آدرس وب سایت

مطالب مرتبط

آرشیو
برای مشاهده آرشیو ،تاریخ مورد نظر خود را انتخاب کنید.

پیام جشنواره

به استحضار اهالی مطبوعات می رسانم مراسم معرفی بهترین های تئاتر ایران در ساعت 18:30 روز چهارشنبه 19 بهمن ماه در تالار اصلی تئاتر شهر برگزار می شود. در این مراسم برگزیدگان بخش های؛ نمایش های خیابانی، رادیو تئاتر، مسابقه عکس تئاتر و مسابقه پوستر تئاتر معرفی خواهند شد. بر همین اساس از شما همکاران محترم دعوت می شود تا در این مراسم حضور به هم رسانید.
لازم به ذکر است جهت حضور در این مراسم خبرنگاران و عکاسان محترم (رسانه های مکتوب، دیداری و شنیداری) می توانند با مراجعه به روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، کارت حضور در این جشنواره را دریافت نمایند.

تبلیغات

 
 
Fadjr International Theater Festival اطلاعات تکمیلی جشنواره
     آیین نامه جشنواره تئاتر فجر
     سوالات و پاسخ های متداول
     ارتباط با مسئولین جشنواره

Copyright 2008-2009 © FADJR THEATER FESTIVAL

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به دبیرخانه جشنواره تئاتر فجر است
طراحی سایت : گروه طراحان وبساز