در اين گزارش بر آن هستيم تا درباره نحوهي انتخاب آثار نمايشي براي جشنواره فجر بنابر نظر صاحب نظران به نتيجهاي درست و كاربردي برسيم. بنابراين هر صاحب نظر بدون ملاحظهگري نظرات خود را اعلام ميكند و مجموع آنها مسير درست را پيش رويمان قرار خواهد داد. به هر حال اين مسير با پست و بلنديهايي دمخور است و نميتوان از آنها چشم پوشيد.
تعريف مشخصي ندارد
علي نرگس نژاد معتقد است كه جشنواره تئاتر فجر پس از دو دهه برگزاري هنوز به تعريف مشخصي نرسيده است. اين در حالي است كه جشنوارههاي تئاتر در شكل اول براي معرفي كارهاي جديد و توليدات تازه در حوزه تكنيكي و جغرافيايي برگزار ميشوند و در شكل دوم به منظور پاسداشت يك هنر خاص.
اين كارگردان با توجه به دو رويكرد فوق ميگويد: اشكال عمده جشنواره فجر اين است كه از ماهيت مشخصي برخوردار نيست و طبق يك الگو و تعريف مشخص برگزار نميشود. بلكه آن را به عنوان يك امر كلي پذيرفتهايم كه هر سال به مناسبت بزرگداشت پيروزي انقلاب اسلامي برگزار ميشود. در حالي كه اين بهانه با تعريف درستي درباره تئاتر همراه نيست.
وي ميافزايد: عدم تعريف مشخص باعث شده تا هر سال با آمد و شد مديران جديد تغيراتي در نحوهي برگزاري جشنواره صورت بگيرد.
نرگسنژاد جشنواره تئاتر فجر را ويترين يا نمايشگاهي ميداند كه در آن آثاري ارائه ميشود.
وي تاكيد ميكند كه ابتدا بايد تعريف مشخصي براي جشنواره تئاتر فجر قائل شد و پس از آن ميتوان درباره چگونگي انتخاب آثار به نتايجي رسيد كه آن زمان چهارچوبها و اولويتها مشخص خواهد شد.
روي ستون قدرتمند
محمد ابراهيميان، معتقد است كه بايد تكيه ما در برگزاري جشنواره تئاتر فجر، روي ستون قدرتمندي باشد.
او تاكيد ميكند در زمينه نمايشنامهنويسي بايد در جشنواره تئاتر بر استفاده از فرهنگ ايراني و بومي نگري اصرار شود چون در حال حاضر با نگارش نمايشنامه با تاثيرپذيري از تئاتر غرب به سمت تئاتر بيمعنا و تئاتر بيكلام ميرود. او اين نوع تئاتر عاري از فرهنگ ايراني را بيمقدار تلقي ميكند و كشورمان را با توجه به زمينههاي تاريخي و فرهنگي سرشار از مسائل دراماتيك ميداند.
ابراهيميان ميگويد: چه در دوره اسطورهاي، چه در زمانه حماسي، چه در عصر تاريخي و چه در زمانه معاصر كشف موضوعات مناسب براي تئاتر ما ضرورت دارد و بايد خود را در اين زمينه تقويت كنيم و براي اين منظور نياز به مطالعه فراوان است.
وي توجه به كيفيت را در جشنواره فجر بر توليد انبوه رجحان ميدهد و بر اين باور است كه گاهي لازم است تا درام نويسان روزهي سكوت بگيرند و فقط مطالعه كنند. به همين خاطر است كه برخي از نمايشنامهنويسان با صد اثر هم ماندگار نشدهاند و در عوض برخي با چهار يا پنج اثر ناب دوام و بقاي خود را در اين عرصه اثبات كردهاند. او تاكيد ميكند كه حافظ با يك كتاب غزل و خيام فقط با 100 رباعي ماندگاري خود را در عرصه ادبيات و فرهنگ ثابت كردهاند و نسل جوان ما نيز بايد از اين الگوهاي فرهنگي ملي پيروي كنند. بنابراين نسل جوان بايد درباره تاريخ، ادبيات، و حوادثي كه بر ملت ما گذشته ايده بگيرد و آثار دراماتيك خلق كند.
ابراهيميان وظيفهي بازخوانان متون نمايشي را مشكل ميداند از اين جهت كه بايد به كيفيت آثار توجه ويژهاي داشته باشند.
او تاكيد ميكند كه با توجه به اينكه 700 يا 800 اثر نمايشي براي حضور در جشنواره در اختيار بازخوانان قرار ميگيرد تا به مدت يكماه دربارهيشان تصميم گيري كنند، اين زمان كم كفاف بررسي اين همه اثر را نميدهد و براي غلبه بر اين نقص بايد يكسال تمام فرصت براي مطالعه و انتخاب آثار برگزيده با كيفيت بالا در نظر گرفته شود.
ابراهيميان هم به جوانگرايي در برگزاري جشنواره تئاتر فجر اصرار ميورزد مشروط برآنكه كنترلي هم بر آنان بشود تا در مسير درست و بايد قرار گيرند. او معتقد است كه بايد ساختار درست بر نسل جوان آموزش داده شود تا رشد و اعتلاي درامنويس به مرور زمان ممكن گردد. حال بر انديشه ورزي درامنويس هم بيتوجه نيست بلكه خواهان آن است كه نويسنده بايد بدون ترس از مميزي نوشتهاش را ارائه كند.
اين نمايشنامه نويس بر اين باور است كه تئاتر حزن برانگيز نيست بلكه حال است و مخاطبش را خوب ميكند و به خوبي از سالن به بيرون ميفرستد. تئاتر با هر نگرشي بايد با مخاطب رفيق و صميمي بشود و در عين حال بايد شرف ملت را حفظ كند و هيچ هنري فراتر از تئاتر نيست.
برخورد قبيلهاي و سليقهاي
نصرالله قادري، نمايشنامه نويس معتقد است كه در انتخاب آثار عمدتا در تمام جشنوارهها و مشخصا جشنواره فجر به صورت سليقهاي و قبيلهاي عمل ميشود. او مطلقا معيارهاي تكنيكي را براي انتخاب آثار موثر نميداند و در اين خصوص ميگويد: با توجه به اينكه گفته ميشود كه نام نويسنده را از روي متن برميدارند تا داوري بهتري در انتخاب دخالت داده شود، متاسفانه اين طور نيست.
اين كارگردان تئاتر ميافزايد: من با نمونهاي خلاف آن گفته را ثابت ميكنم. در دورهاي كه حسين مسافر آستانه دبير جشنواره بود، من متني را ترجمه كرده بودم و البته به نام خودم آن را ارائه كردم و همان متن را يك نفر ديگر هم ترجمه كرده بودم و او به اسم صاحب اصلياش. متن مرا رد كردند چون نام نصرالله قادري رويش بود و آن متن ديگر را قبول كردند. آنها حتا پي به اين موضوع نبرده بودند كه متن من مال يك نويسنده خارجي است.
وي درباره زماني كه فرهاد مهندسپور – در سال 83- مسوول انتخاب متون شده بودند، ميگويد: در آن زمان قاضي و دادستان يكي شده بودند. خودشان متنهاي خودشان را قبول ميكردند با اين پيش فرض كه در زمان راي دادن به آثار خودشان نويسنده مورد نظر در جلسه حضور نداشته است. اين يك شوخي گروتسك است!
اين منتقد ميافزايد: در آن دوره يك خانم گمنام، يك دندانپزشك، يك نمايشنامهنويس مشخصا داستانپرداز درباره آثار نمايشي قضاوت كردند و به همين خاطر با اعتراض زيادي روبرو شدند.
اين درام نويس معتقد است كه فرقي نميكند چه طيف مذهبي و چه كارشناسان تئاتر عضو هيات انتخاب باشند، اقدام نهايي آنان در انتخاب قبيلهاي خواهد بود و اصلا توجه به متن و ظرافتهاي تكنيكي آن نميشود چون اصلا فرصتي براي مطالعه آنها وجود ندارد. در حالي يك بازخوان بايد يك نظريهپرداز و منتقد تئاتر باشد و با متدلوژي و نقد آشنا باشد تا بتواند قضاوت درستي بكند.
قادري بر اين باور است كه در سالهاي اخير جشنوارههاي فجر به مدد مطبوعات توانستهاند اسطورههايي را خلق كنند كه اين اسطورهها در سالهاي بعد مورد تقليد واقع ميشوند و به تدريج پس از چند سال بر اريكه قدرت نشستن فراموش ميشوند.
او در پايان يادآور ميشود كه درام نويسان حقيقي بر ذات ادبيات دراماتيك وفادار هستند و چه در اين جشنوارهها پذيرفته بشوند و چه نشوند، با نگاه حقيقي خود از جايگاه معتبر و ماندگار در اين عرصه برخوردار خواهند شد.
بدون محدويت و با توجه به موازين كشور
علياكبر عليزاد معتقد است كه در انتخاب متون نبايد هيچ محدوديتي قائل بشوند و هر كس بنابر اراده خود متناش را با رعايت موازين كشور ارائه كند.
اين مترجم معتقد است كه نبايد سختگيري و رد متون را در انتخاب آثار اعمال كنند. حتي تاكيدي براين نشود كه متنها ايراني يا خارجي باشند چون هر كس به راحتي بتواند كار كند.
اين كارگردان دوست دارد كه هر كارگردان متون خارجي و تاليفي چاپ شده را به دليل داشتن مجوز وزارت ارشاد بدون طي كردن مراحل اداري بتواند براي اجرا انتخاب كند.
او هم بر اين باور است كه باندبازي بر فضاي جشنواره فجر حاكم است و همه آثار اغلب به صورت فلهاي گزينش ميشود. در صورتي كه ملاك و معيار بايد رعايت اصول فني و زيبايي شناسانه باشد و نه چيز ديگر!
عليزاد پيشنهاد ميدهد كه فقط صاحبان انديشه و هنر بايد در داوري و انتخاب آثار مداخله داشته باشند. اين در حالي است كه اكثر داوران و بازخوانان تا اين لحظه هنوز يك پاراگراف مطلب چاپ شده در هيچ جريدهاي ندارند.
شايستهترين انتخابها
حميد مظفري، بازيگر بر اين اعتقاد است كه گروهي كه براي انتخاب در نظر گرفته ميشود، بايد نمايندهي گروهها و صنفهاي مختلف تئاتري باشند تا با اشراف بر تمام عناصر بتوانند شايستهترين انتخابها را پيش روي مخاطبان جشنواره قرار دهند.
اين كارگردان تئاتر همچنين تاكيد ميكند گروه بايد نماينده گرايشهاي مختلف از نظر فرم و جهانبيني باشند تا مطمئن شويم كه حداقل 70 درصد از اين انتخابها درست بوده است.
او همچنين معتقد است كه آثار انتخابي از نظر طيفهاي و نسلهاي مختلف قابل قبول باشند و سليقههاي متنوعي را در اين انتخابات با توجه به سلايق مخاطبان در نظر بگيرند.
مظفري ميگويد: طوري آثار انتخاب نشده باشند كه فقط آثار تجربي وارد جشنواره شده باشند و آثار موضوعي از آن حذف شده باشند.
اصول مشخص
مسعود دلخواه، كارگردان خود امسال جز گروه انتخاب جشنواره فجر است، بنابراين آنچه در اين گزارش اعلام ميكند، نظرات شخصي او محسوب ميشود.
او ميگويد: براي انتخاب شايسته، در گام اول بايد انتخاب كننده سليقه شخصي خود را كنار بگذارد و البته چه بخواهيم و چه نخواهيم اين سليقه در انتخاب آثار مداخله داده خواهد شد بنابراين با مهار آن ميتوانيم به قضاوت درستتري بپردازيم.
اين بازيگر تئاتر ميافزايد: در تئاتر شيوهها و سبكهاي مختلفي وجود دارد كه بايد انتخاب كنندگان اين را به عنوان يك اصل مد نظر قرار دهند تا تنوع انتخابها در جشنواره سلايق مختلف را راضي نگه دارد.
وي تاكيد ميكند كه با انتخابهاي متنوع ميتوان جشنواره را پر رنگتر برگزار كرد.
دلخواه، استاد دانشگاه تربيت مدرس اصل دوم در زمان انتخاب اثار را كيفيت هنري آثار تلقي ميكند كه از اهميت بالايي برخوردار است.
وي دراينباره ميگويد: جداي از محتوا و موضوع جنبههاي زيباييشناسانه آثار بايد رعايت شده باشد. در يك اثر جذاب توجه به تمام عناصر نمايشي جذابيت آن را بالاتر خواهد برد.
اين كارگردان ميافزايد: بايد به لحاظ تركيببندي اثر نمايشي درست عمل كرده باشد و در آن بازيهاي تاثير گذاري وجود داشته باشد. ريتم، تصوير سازي، و هماهنگي ، موسيقي، حركت، و همه جنبههاي هنري بايد رعايت شده باشد.
وي تاكيد ميكند آنچه مدنظر نويسنده بوده است، بايد ارزش اين همه زحمت را براي گروه اجرايي داشته باشد و در آن چيزهايي براي انتقال به تماشاگر وجود داشته باشد.
مسعود دلخواه برخورد با آثار را نسبي ميداند و همه آثار بايد با توجه به شرايط فرهنگي و اجتماعي انتخاب شوند و فقط با طيف خاصي از تماشاگران ارتباط برقرار نكنند بلكه سلايق و طبايع مختلف در اين انتخابها لحاظ شده باشد. بايد اين آثار انتخابي دغدغهي اكثريت باشد و موضوع آن به لحاظ فردي و اجتماعي از جاذبهي لازم برخوردار باشد.
او در پايان يادآور ميشود كه اين اصل هم اضافه شود كه آثار مسلما بايد با نوآوري، خلاقيت، و به اصطلاح شكستن مرزهاي تعيين شده قبلي از نظر هنري ارائه شده باشند و تماشاگر حس كند كه يك اثر بديع و نو را مي بيند. آن وقت اصولي منطقي و قابل قبولي در گزينش آثار مداخله خواهد كرد.